باران می بارد

باران دیده ام

بر شیشه دلم،

غمگین و تنها

در نیمه سرد شبها

نشسته ام فارغ از اینجا و آنجا،

ای دوست

ای یار

ای مرا تو غمخوار

از دیده ام برفتی

نیک می دانی ولی از دلم نرفتی،

آه می کشم

به یاد روز و روزگار

نقش می بندد محشر یادت

بر طاقچه دل

می شکفد غنچه خاطرت

در باغچه دل

دل مست می شود

طربناک می شود

رو به سوی شوق می گذارد

رو به سوی . . .

 

/ 0 نظر / 6 بازدید